جاي همه شما دوستان خالي، امسال عيد مسافرت به همراه مسافر قاچاق کشتی نوح رفته بودیم استان کرمانشاه و خوزستان.
يکي از جاهاي ديدني کرمانشاه، بيستون است که در آنجا فرهاد به عشق شيرين کوه را صاف و صوف کرده بود يک جوي در دل کوه کنده بود تا در آن شير و عسل به قصر شيرين برساند. (قابل توجه عشاق امروزي تا طرف از تون يه گردنبند چند ميليوني مي خواهد سريع مي پيچونيد و بيخيال مي شيد) خلاصه جونم براتون بگه که اونجا آقاي هرکول را ديديم که لخت و عور روي تخته سنگي لم داده بود يک جام شراب در دست داشت ( ببخشيد به سبک صداو سيمايي: آب پرتقال يا چاي ) در توضيحاتي که يک خانم راهنما مي داد سر اين آقاي محترم قبلا دزده شده بود و اين کله کنوني بازسازي شده است.
اما نکته که جالب بود اين است که - ببخشيد ببخشيد روم به ديوار- مردانگي اين آقا هم کنده شده بود اما چيزي جهت آن قسمت محترم و مهم بازسازي نشده بود حال احتمالات مربوط به موضوع را بررسي مي کنيم:
1- احتمالا فرهاد در زمان کوه کني به دنبال ابزار محکمي مي گشته که چيزي محکم تر از اين آلت پيدا نکرده و از آن استفاده مي کرده.
2- خسرو با مشاهد اين عضو مهم غيرتي شده دستور داده آن را بکنند.
3 - شيرين باديدن اين منظره دچار چالش عشقي شده و مثلث عشقي خسرو و فرهاد و هرکول به وجود آمده است..
۴- احتمالا هرکول در زمان بچگي مسلمان نشده بوده ( يعني عضو محترم ختنه نگرديده بود است) و در زمان حمله اعراب به ايران آنان قصد داشته اند هرکول را مسلمان کنند ولي کمي زياده روي کرده اند و چاقو را تابيخ قضيه گذاشته اند.
۵- کار کار آقا محمد خان قاجار بوده است.
۶- طي يک عقيده در فرهنگ مردم ايران، زنان نازا از اين مجسه استفاده کرده اند.
۷- مسئولين مرمت اثار باستاني متوجه شده اند که نمي شود با عضو مهم آقاي هرکول شوخي کنند.
۸- خودتان هر چه مي خواهيد نتيجه گيري کنيد.
توضیح بدون شوخی:
در اين اثر هرکول پر آوازه ترين قهرمان يونان باستان به صورت برهنه با مو و ريشي مجعد بر پوست شيري در حال استراحت است. در پشت سر وي کتيبه اي و نقش هايي حجاري شده است. اين نقش شامل درخت زيتوني است که به شاخه هاي آن تيردان و کمانداني آويزان است. در کنار درخت، گرز مخروطي شکل گره داري ديده مي شود، در پشت سر هرکول کتيبه اي در هفت سطر به خط يوناني و بر لوحي سنتوري به شکل معابد يوناني به اين شرح وجود دارد: به سال 164ماه پانه موي هرکول فاتح درخشان به وسيله هياکنيتوس پسر پانيتاخوس به سبب نجات کل آمن فرمانده کل اين مراسم برپا شد. اين اثر در سال 148 قبا از ميلاد زمان اوج درگيري اشکانيان به رهبري مهرداد اول و سلوکيان به رهبري ديميتريوس اول ايجاد شد.
